پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

58

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

آورده‌اند كه روزى نوباوهء بوستان ولايت با كورهء « 1 » باغستان هدايت ، سبط نبى و نجل ولى ، حسين بن على - رضى اللَّه عنها - با جمعى مهمانان از اشراف عرب بر سر خوانى نشسته بودند . خادمش با كاسهء آش گرم درآمد . از غايت دهشت ، پايش به حاشيهء بساط درآمد و كاسه از دستش بر سر شاهزاده افتاد ، و آشها بر رخسارهء مباركش فرو ريخت ! امام حسين از روى تأديب نه از راه تعذيب ، در او نگريست . بر زبان خادم جارى شد : و الكاظمين الغيظ ، حسين گفت : خشم ، فرو خوردم ، خادم گفت : والعافين عن النّاس ، گفت : عَفوت كردم ، خادم تتمّهء آيت برخواند : وَ اللّهُ يُحِبُ المحْسِنين ، حسين ( ع ) گفت : از مال خودت « 2 » آزاد كردم و مؤنت معيشت تو بر ذمّهء خود لازم گردانيدم . بدى را مكافات كردن‌بدى * برِ اهلِ صورت بود بخردى « 3 » 23 . لطائف الطّوائف فخر الدّين على متخلّص به ( صفى ) پسر ملّاحسين واعظ كاشفى ، و مؤلّف لطايف الطّوايف از اديبان سدهء نهم و دهم هجرى است و به سال 939 ه ق بدرود حيات گفته است . لطائف الطّوائف در چهارده باب تدوين شده و هر باب آن داراى چندين فصل است . باب اوّل آن در بيان « استحباب مزاح و ذكر بعضى از مطايبات حضرت پيغمبر با وصىّ خود - عليهما الصّلوة و السّلام - و اولاد و اصحاب - رضى اللَّه عنهم - است » كه داراى هشت فصل است ، و باب دوم آن در « ذكر بعضى از نكات شريفه و حكايات لطيفهء ائمّه معصومين - صلواة اللّه عليهم اجمعين - و اگر چه نه از قبيل مزاح و طيبت است و امّا در غايتِ لطافت و عذوبت است » و در دوازده فصل تنظيم شده و هر فصل آن به لطايف يكى از حضرات ائمّه ( ص ) اختصاص يافته است ، و ما براى تيمّن و تبرّك دو مورد از « كلمات شريفهء امام حسين ( ع ) » را كه در فصل سوم اين باب آمده است نقل مىكنيم : صاحب كشف الغُمّه از انَس [ بن مالك ] روايت كرده كه گفت : روزى در ملازمت امام حسين

--> ( 1 ) . باكوره : ميوهء نوبر ، تازه رسيده ( فرهنگ معين ) . ( 2 ) . تو را از مال خود . ( 3 ) . اخلاق محسنى ، به اهتمام مرتضى مدرّسى چهاردهى ، ص 52 .